برای بسیاری از بزرگسالان، مدرسه مفهومی بدیهی و ضروری است؛ جایی برای یادگیری، رشد و آماده شدن برای آینده. اما برای برخی دانشآموزان، مدرسه نه یک فرصت، بلکه منبعی از اضطراب، بیعلاقگی و حتی رنج است. جملههایی مانند «حوصله مدرسه را ندارم» یا «دوست ندارم به مدرسه بروم» فقط یک بهانه ساده نیستند، بلکه نشانههایی از یک مسئله عمیقتر تربیتی و روانیاند. در این مقاله تلاش میکنیم بهصورت تحلیلی بررسی کنیم چرا بعضی دانشآموزان مدرسه را دوست ندارند و این نارضایتی چه ریشههایی دارد.
نپسندیدن مدرسه؛ یک مسئله رفتاری یا یک پیام پنهان؟
بسیاری از والدین و حتی معلمان، نارضایتی دانشآموز از مدرسه را به تنبلی، لجبازی یا بیانگیزگی نسبت میدهند. در حالی که از نگاه روانشناسی تربیتی، نپسندیدن مدرسه اغلب یک «پیام» است، نه یک «مشکل ساده». دانشآموز با این نارضایتی تلاش میکند چیزی را بیان کند که قادر به گفتن مستقیم آن نیست؛ احساسی از ناامنی، نادیده گرفته شدن، فشار یا بیمعنایی.
نادیده گرفتن این پیام و برخورد سطحی با آن، میتواند این نارضایتی را به مشکلات جدیتری مانند افت تحصیلی، اضطراب مدرسه یا حتی مدرسهگریزی تبدیل کند.
۱. تجربه ناامنی روانی در محیط مدرسه
یکی از مهمترین دلایل نپسندیدن مدرسه، احساس ناامنی روانی است. دانشآموزی که در مدرسه از تحقیر، تمسخر، تنبیه یا مقایسه میترسد، نمیتواند احساس تعلق داشته باشد. امنیت روانی یعنی دانشآموز بداند که میتواند اشتباه کند، سؤال بپرسد و نظر بدهد بدون آنکه شخصیتش زیر سؤال برود.
مدارسی که بر ترس، کنترل افراطی و تنبیه تکیه دارند، ممکن است در ظاهر منظم باشند، اما در درون، دانشآموزانی مضطرب و بیانگیزه پرورش میدهند که مدرسه را مکانی ناخوشایند تجربه میکنند.
۲. رابطه ضعیف یا آسیبزا با معلم
برای بسیاری از دانشآموزان، تجربه مدرسه بهشدت با تجربه رابطه با معلم گره خورده است. معلمی که شنونده نیست، فقط نمره میبیند یا مدام مقایسه میکند، میتواند بهسادگی انگیزه و علاقه دانشآموز را از بین ببرد. حتی یک رابطه منفی با یک معلم، گاهی کافی است تا کل مدرسه در ذهن دانشآموز به تجربهای ناخوشایند تبدیل شود.
در مقابل، وجود یک معلم حامی و درککننده میتواند حتی کمبودهای دیگر مدرسه را جبران کند. این نشان میدهد نقش رابطه انسانی در علاقهمندی به مدرسه تا چه اندازه پررنگ است.
۳. فشار تحصیلی و نمرهمحوری
نظام آموزشی نمرهمحور یکی از عوامل مهم بیعلاقگی دانشآموزان به مدرسه است. زمانی که ارزش دانشآموز صرفاً با عدد کارنامه سنجیده میشود، مدرسه از یک محیط یادگیری به میدان قضاوت تبدیل میشود. در چنین فضایی، دانشآموز بهجای لذت بردن از یادگیری، دائماً نگران نتیجه و قضاوت دیگران است.
این فشار تحصیلی بهویژه برای دانشآموزانی که سبک یادگیری متفاوتی دارند یا در برخی دروس ضعیفترند، تجربه مدرسه را به تجربهای فرسایشی تبدیل میکند.
۴. احساس بیمعنایی یادگیری
یکی از پرسشهای پنهان بسیاری از دانشآموزان این است: «این درسها چه ربطی به زندگی من دارد؟» وقتی مدرسه نتواند ارتباط میان محتوای آموزشی و زندگی واقعی را نشان دهد، یادگیری برای دانشآموز بیمعنا میشود. بیمعنایی، دشمن اصلی انگیزه است.
دانشآموزی که احساس میکند فقط برای امتحان درس میخواند، نه برای فهمیدن و رشد کردن، بهتدریج علاقه خود را به مدرسه از دست میدهد.
۵. نادیده گرفتن تفاوتهای فردی
دانشآموزان از نظر توانایی، علایق، سرعت یادگیری و ویژگیهای شخصیتی با یکدیگر متفاوتاند. مدرسهای که همه را با یک معیار واحد میسنجد و انتظار دارد همه به یک شکل یاد بگیرند، ناخواسته برخی دانشآموزان را طرد میکند.
دانشآموزی که بارها تجربه شکست یا نادیده گرفته شدن دارد، مدرسه را محیطی میبیند که جایی برای او ندارد و طبیعی است که نسبت به آن احساس منفی پیدا کند.
۶. مشکلات ارتباطی با همسالان
مدرسه فقط کلاس و درس نیست؛ یک محیط اجتماعی پیچیده است. طرد شدن، قلدری، نداشتن دوست یا احساس متفاوت بودن میتواند تجربه مدرسه را برای دانشآموز بسیار تلخ کند. در برخی موارد، دانشآموز مدرسه را دوست ندارد، نه به خاطر درس، بلکه به خاطر روابط اجتماعی آسیبزا.
نادیده گرفتن این بعد اجتماعی، یکی از خطاهای رایج در تحلیل نارضایتی دانشآموزان از مدرسه است.
۷. نقش خانواده در نگرش دانشآموز به مدرسه
نگرش خانواده نسبت به مدرسه، بهطور مستقیم به دانشآموز منتقل میشود. خانوادهای که دائماً از مدرسه، معلم یا نظام آموزشی بدگویی میکند، ناخواسته تصویر منفی از مدرسه در ذهن فرزند خود میسازد. از سوی دیگر، فشار بیش از حد خانواده برای موفقیت تحصیلی نیز میتواند مدرسه را به منبع استرس تبدیل کند.
خانوادهای که مدرسه را شریک تربیتی میداند و نگاه متعادلی دارد، زمینه نگرش مثبتتری نسبت به مدرسه ایجاد میکند.
پیامدهای دوست نداشتن مدرسه
بیعلاقگی به مدرسه اگر بهموقع درک و مدیریت نشود، میتواند به پیامدهای جدیتری مانند افت تحصیلی، اضطراب، افسردگی، مدرسهگریزی و حتی ترک تحصیل منجر شود. علاوه بر این، نگرش منفی به مدرسه میتواند نگرش فرد به یادگیری در کل زندگی را تحت تأثیر قرار دهد.
چه باید کرد؟
اولین گام، شنیدن صدای دانشآموز است. بهجای نصیحت یا قضاوت، باید از او پرسید چه چیزی در مدرسه آزاردهنده است. اصلاح فضای روانی مدرسه، تقویت رابطه معلم و دانشآموز، کاهش فشار نمرهمحور و همکاری مؤثر خانواده و مدرسه، از مهمترین راهکارها برای بازسازی تجربه مدرسه هستند.
جمعبندی نهایی
دوست نداشتن مدرسه یک زنگ خطر تربیتی است، نه یک مشکل ساده رفتاری. این نارضایتی اغلب ریشه در تجربههای عاطفی، روانی و اجتماعی دانشآموز دارد. مدرسهای که بتواند احساس امنیت، معنا و تعلق ایجاد کند، شانس بیشتری برای داشتن دانشآموزانی علاقهمند و باانگیزه خواهد داشت. شنیدن دانشآموز، نخستین گام برای دوستداشتنیتر شدن مدرسه است.

