ممکن است کودکی هر روز از مدرسه برگردد، تکالیفش را انجام دهد و حتی وقتی از او میپرسیم «مدرسه خوب بود؟» با یک «آره» کوتاه جواب بدهد؛ اما واقعیت زندگی او در مدرسه چیز دیگری باشد.
قلدری در مدرسه همیشه با کتککاری، هل دادن یا یک اتفاق واضح شروع نمیشود. گاهی چند همکلاسی عمداً کودکی را از بازی کنار میگذارند، مرتب ظاهر یا توانایی او را مسخره میکنند، برایش لقب میسازند یا در گروههای آنلاین کلاس او را تحقیر میکنند.
به همین دلیل تشخیص قلدری برای والدین همیشه ساده نیست.
از طرف دیگر هر اختلاف، دعوا یا شوخی ناخوشایندی را هم نمیتوان قلدری نامید. مهم است والدین بتوانند بین یک تعارض معمولی میان کودکان و یک الگوی واقعی زورگویی تفاوت قائل شوند.
در این مقاله بررسی میکنیم قلدری در مدرسه دقیقاً چیست، چه شکلهایی دارد، چه نشانههایی میتواند نشان دهد کودک قربانی زورگویی شده و والدین در چنین شرایطی چگونه باید واکنش نشان دهند.
قلدری در مدرسه دقیقاً چیست؟
قلدری یا Bullying معمولاً به رفتاری گفته میشود که در آن یک کودک یا گروهی از کودکان، از قدرت جسمی، اجتماعی، کلامی یا موقعیت خود برای آزار دادن کودک دیگری استفاده میکنند.
برای تشخیص قلدری، معمولاً سه ویژگی اهمیت زیادی دارند.
۱. وجود عدم توازن قدرت
کودکی که مورد زورگویی قرار گرفته احساس میکند توانایی دفاع از خودش را ندارد.
این برتری لزوماً به معنای قدرت بدنی بیشتر نیست. یک دانشآموز ممکن است به دلیل محبوبیت بیشتر در کلاس، داشتن گروه دوستان بزرگتر، سن بالاتر یا نفوذ اجتماعی بیشتر احساس قدرت کند.
حتی داشتن اطلاعات خصوصی، عکس یا دسترسی به گروههای آنلاین نیز میتواند نوعی قدرت ایجاد کند.
۲. تکرار رفتار یا احتمال تکرار آن
یک درگیری اتفاقی بین دو دانشآموز الزاماً قلدری نیست.
اما وقتی توهین، حذف کردن از جمع، تهدید، مسخره کردن یا آزار فیزیکی بارها اتفاق میافتد یا کودک انتظار دارد دوباره تکرار شود، موضوع جدیتر میشود.
۳. رفتار آزاردهنده و ناخواسته
شوخی زمانی شوخی است که دو طرف از آن لذت ببرند.
اگر کودکی بارها گفته یا نشان داده که رفتاری او را ناراحت میکند اما طرف مقابل همچنان ادامه میدهد، دیگر نمیتوان بهسادگی آن را «شوخی بچگانه» دانست.
تفاوت قلدری با دعوای معمولی کودکان چیست؟
یکی از اشتباهات رایج این است که هر دعوایی در مدرسه را قلدری بدانیم.
فرض کنید دو دانشآموز که از نظر قدرت و جایگاه اجتماعی تقریباً شرایط مشابهی دارند، هنگام بازی سر یک وسیله با یکدیگر بحث میکنند و حتی ممکن است همدیگر را هل دهند.
این اتفاق قطعاً نیاز به رسیدگی دارد، اما لزوماً قلدری نیست.
در قلدری معمولاً یک الگوی تکرارشونده وجود دارد و یکی از طرفین احساس میکند در موقعیت ضعیفتری قرار گرفته است.
بنابراین بهتر است به جای تمرکز روی یک اتفاق، این سؤالها را بررسی کنیم:
آیا این رفتار قبلاً هم اتفاق افتاده است؟
آیا کودک از فرد یا گروه خاصی میترسد؟
آیا احساس میکند نمیتواند از موقعیت خارج شود؟
آیا گروهی از دانشآموزان مرتب او را هدف قرار میدهند؟
آیا رفتار با هدف تحقیر، ترساندن یا کنار گذاشتن او انجام میشود؟
پاسخ به این سؤالها تصویر دقیقتری از وضعیت میدهد.
انواع قلدری در مدرسه را بشناسیم
وقتی از زورگویی صحبت میکنیم، بسیاری از والدین ابتدا به کتک زدن فکر میکنند؛ در حالی که بخش بزرگی از قلدری ممکن است هیچ نشانه فیزیکی قابل مشاهدهای نداشته باشد.
قلدری فیزیکی
این شکل از زورگویی معمولاً قابل مشاهدهتر است.
برای مثال:
هل دادن
زدن یا لگد زدن
گرفتن وسایل
خراب کردن وسایل شخصی
بستن راه کودک
پرت کردن وسایل او
وادار کردن کودک به انجام کاری با تهدید
اگر چنین رفتارهایی تکرار شوند، موضوع را نباید صرفاً «شیطنت بچگانه» تلقی کرد.
قلدری کلامی
گاهی اثر یک جمله میتواند مدتها بیشتر از یک هل دادن باقی بماند.
لقبهای تحقیرآمیز، تمسخر ظاهر، لهجه، وزن، توانایی تحصیلی یا ویژگیهای شخصیتی کودک نمونههایی از قلدری کلامی هستند.
جملههایی مانند:
«تو خیلی خنگی.»
«هیچکس تو رو دوست نداره.»
«تو نمیتونی با ما بازی کنی.»
یا تکرار مداوم یک لقب آزاردهنده میتواند به مرور اعتمادبهنفس کودک را تحت تأثیر قرار دهد.
قلدری اجتماعی یا رابطهای
این نوع قلدری گاهی از چشم بزرگسالان پنهان میماند.
برای مثال گروهی از دانشآموزان تصمیم میگیرند یک کودک را عمداً وارد بازی نکنند یا دیگران را تشویق کنند با او دوست نباشند.
شایعهسازی، خراب کردن دوستیها و حذف سازمانیافته از گروه نیز میتواند در این دسته قرار بگیرد.
برای یک کودک دبستانی که پذیرفته شدن در گروه همسالان اهمیت زیادی دارد، چنین رفتاری ممکن است بسیار آزاردهنده باشد.
قلدری اینترنتی یا سایبری
مرز مدرسه دیگر با زنگ پایان کلاس تمام نمیشود.
گروههای پیامرسان، بازیهای آنلاین و شبکههای اجتماعی باعث شدهاند بعضی کودکان حتی بعد از بازگشت به خانه نیز در معرض زورگویی قرار بگیرند.
نمونههای آن میتواند شامل موارد زیر باشد:
ارسال پیامهای تحقیرآمیز
حذف عمدی کودک از گروه آنلاین
انتشار عکس بدون اجازه
مسخره کردن در گروه کلاس
ساخت حساب جعلی
تهدید در پیام خصوصی
پخش شایعه آنلاین
چطور بفهمیم کودک قربانی قلدری در مدرسه شده است؟
مهمترین نکته این است:
وجود یک نشانه بهتنهایی ثابت نمیکند کودک مورد قلدری قرار گرفته است.
تغییر رفتار کودکان دلایل بسیار متفاوتی دارد.
اما اگر چند تغییر همزمان اتفاق افتاده یا برای مدتی ادامه پیدا کردهاند، بهتر است موضوع با دقت بیشتری بررسی شود.
۱. ناگهان علاقهای به مدرسه رفتن ندارد
کودکی که قبلاً بدون مشکل به مدرسه میرفت ممکن است ناگهان هر صبح بهانه بیاورد:
«حالم خوب نیست.»
«امروز نمیخوام برم.»
«میشه امروز خونه بمونم؟»
این رفتار میتواند دلایل زیادی داشته باشد؛ از اضطراب امتحان گرفته تا مشکل با معلم.
اما اگر ترس از مدرسه با تغییرات دیگری همراه شده، احتمال وجود مشکل در روابط با همسالان را هم باید بررسی کرد.
۲. وسایلش مرتب گم یا خراب میشوند
مداد، جامدادی یا دفتر گاهی گم میشود و این اتفاق طبیعی است.
اما اگر لباس کودک مرتب پاره میشود، وسایلش آسیب میبینند یا توضیح مشخصی درباره اتفاقات ندارد، بهتر است والدین کمی بیشتر سؤال کنند.
۳. رفتار کودک بعد از مدرسه تغییر کرده است
کودکی که پس از بازگشت از مدرسه معمولاً پرانرژی بوده ممکن است:
ساکت شود،
به اتاقش برود،
زود عصبانی شود،
گریه کند،
یا تمایلی به صحبت درباره مدرسه نداشته باشد.
تغییر ناگهانی و پایدار رفتار گاهی یکی از اولین نشانههایی است که والدین متوجه آن میشوند.
۴. دوستانش ناگهان تغییر کردهاند
اگر کودکی که همیشه از دوست یا گروه مشخصی حرف میزد ناگهان دیگر نامی از آنها نمیبرد، میتوان با آرامش درباره روابطش سؤال کرد.
از دست دادن ناگهانی دوستان یا دوری از موقعیتهای اجتماعی میتواند نشانهای باشد که ارزش بررسی بیشتر دارد.
۵. افت ناگهانی عملکرد تحصیلی
ذهن کودکی که بخشی از روز را صرف نگرانی درباره تحقیر شدن یا برخورد با گروه خاصی میکند، ممکن است تمرکز کافی برای یادگیری نداشته باشد.
در نتیجه احتمال دارد:
تکالیفش را انجام ندهد،
تمرکز کمتری داشته باشد،
از درس فاصله بگیرد،
یا نمراتش افت کنند.
افت تحصیلی همیشه نتیجه قلدری نیست، اما در کنار سایر علائم ارزش بررسی دارد.
۶. مشکلات خواب یا کابوس پیدا کرده است
استرس مدرسه ممکن است بعد از پایان ساعت مدرسه نیز همراه کودک باقی بماند.
مشکل در خوابیدن، بیدار شدن مکرر یا کابوس میتواند نشانه وجود فشار روانی باشد.
۷. مرتب از سردرد یا دلدرد شکایت میکند
استرس در کودکان همیشه به شکل جمله «من مضطربم» ظاهر نمیشود.
گاهی کودک واقعاً سردرد، دلدرد یا احساس ناخوشی دارد، در حالی که علت واضحی برای آن پیدا نمیشود.
اگر این شکایتها بهخصوص صبح روزهای مدرسه یا پیش از موقعیت خاصی تکرار میشوند، بهتر است شرایط مدرسه نیز بررسی شود.
۸. اعتمادبهنفس او کاهش پیدا کرده است
جملههایی مانند:
«من زشتم.»
«هیچکس منو دوست نداره.»
«من هیچ کاری بلد نیستم.»
«همه از من بهترن.»
گاهی میتوانند نشاندهنده تغییری در تصویر کودک از خودش باشند.
این جملات را نباید سریع رد کرد و گفت «این چه حرفیه؟».
بهتر است بفهمیم کودک این برداشت را از کجا به دست آورده است.
چرا بعضی کودکان درباره قلدری چیزی به والدین نمیگویند؟
سکوت کودک الزاماً به این معنی نیست که اتفاق مهمی نیفتاده است.
بعضی کودکان تصور میکنند اگر ماجرا را تعریف کنند، شرایط بدتر میشود.
ممکن است بترسند کودک زورگو متوجه شود و انتقام بگیرد.
بعضیها نیز از اینکه والدین مستقیماً با مدرسه یا خانواده کودک دیگر تماس بگیرند خجالت میکشند.
دلایل دیگری هم وجود دارد:
کودک فکر میکند خودش باید مشکل را حل کند.
از قضاوت شدن میترسد.
احساس شرمندگی دارد.
نگران است دیگران او را ضعیف بدانند.
فکر میکند بزرگترها نمیتوانند کمک کنند.
چطور درباره قلدری با کودک صحبت کنیم؟
پرسیدن مستقیمِ:
«کسی تو مدرسه اذیتت میکنه؟»
همیشه بهترین شروع نیست.
کودک ممکن است سریع بگوید «نه».
سؤالهای باز معمولاً اطلاعات بیشتری به ما میدهند.
به جای بازجویی، سؤالهای ساده بپرسید
مثلاً:
امروز زنگ تفریح با چه کسانی بودی؟
این روزها بیشتر با چه کسی بازی میکنی؟
کسی هست که دوست نداشته باشی کنارش بنشینی؟
در کلاس کسی هست که بقیه بچهها از او بترسند؟
تا حالا شده کسی چیزی بگوید که واقعاً ناراحتت کند؟
اگر بتوانی یک چیز را در مدرسه تغییر بدهی، چه چیزی را تغییر میدهی؟
این سؤالها فضای گفتوگو ایجاد میکنند بدون اینکه کودک احساس کند در حال بازجویی شدن است.
اگر کودک گفت مورد قلدری قرار گرفته چه کار کنیم؟
اولین واکنش والدین بسیار مهم است.
اگر کودک بالاخره درباره موضوعی که شاید مدتها پنهان کرده صحبت میکند، هدف اول پیدا کردن مقصر یا حل فوری مشکل نیست.
هدف اول این است که کودک احساس کند حرفش شنیده شده است.
ابتدا گوش کنید
اجازه دهید ماجرا را با زبان خودش تعریف کند.
وسط صحبتش سریع راهکار ندهید.
جملههایی مانند:
«مطمئنی خودت کاری نکردی؟»
یا
«چرا جوابش رو ندادی؟»
ممکن است باعث شوند کودک احساس کند مسئول اتفاقی است که افتاده.
جزئیات اتفاق را ثبت کنید
اگر رفتار تکرار شده است، داشتن اطلاعات دقیق میتواند برای صحبت با مدرسه مفید باشد.
مواردی مانند:
چه اتفاقی افتاده؟
چه زمانی؟
کجا؟
چه کسانی حضور داشتهاند؟
چند بار تکرار شده؟
آیا پیام یا مدرک آنلاین وجود دارد؟
را ثبت کنید.
با مدرسه همکاری کنید
بهتر است موضوع از مسیر معلم، مسئول پایه، مشاور یا مدیریت مدرسه پیگیری شود.
هدف جلسه نباید صرفاً تنبیه دانشآموز دیگر باشد.
سؤال اصلی باید این باشد:
چه برنامهای برای متوقف کردن رفتار و ایجاد محیط امن برای کودک وجود دارد؟
همچنین مشخص کنید چه کسی شرایط را پیگیری میکند و چه زمانی دوباره وضعیت بررسی خواهد شد.
چه کارهایی را بهتر است انجام ندهیم؟
گاهی واکنش احساسی والدین شرایط را پیچیدهتر میکند.
به کودک نگوییم «خودت هم بزنش»
آموزش دفاع از خود با تشویق به خشونت یکی نیست.
پاسخ فیزیکی ممکن است درگیری را شدیدتر کند یا کودک را نیز وارد چرخه تنبیه مدرسه کند.
بدون اطلاع کودک مستقیماً سراغ کودک دیگر نرویم
مواجه شدن ناگهانی والدین با دانشآموز دیگر ممکن است کودک را در مدرسه در موقعیت دشوارتری قرار دهد.
پیگیری از مسیر مدرسه معمولاً روش مناسبتری است.
مشکل را کوچک نکنیم
جملههایی مثل:
«بیخیال، بچهان دیگه.»
«تو هم حساس شدی.»
یا
«همه بچگی همین چیزها رو تجربه میکنن.»
ممکن است باعث شود کودک دفعه بعد دیگر درباره مشکلش صحبت نکند.
چه زمانی باید موضوع را جدیتر و فوری پیگیری کنیم؟
اگر کودک دچار ترس شدید، افت عملکرد قابل توجه، انزوای اجتماعی یا تغییرات رفتاری پایدار شده است، کمک گرفتن از مشاور یا متخصص سلامت روان کودک میتواند مفید باشد.
همچنین اگر کودک درباره آسیب زدن به خودش، فرار کردن، مرگ یا ناامیدی شدید صحبت میکند، موضوع را نباید به جلسه بعدی مدرسه موکول کرد و باید فوراً از خدمات تخصصی و اورژانسی محل زندگی کمک گرفت.
نقش والدین در پیشگیری از قلدری چیست؟
هیچ والدینی نمیتواند تمام روابط کودک را کنترل کند.
اما میتوانیم مهارتهایی ایجاد کنیم که احتمال درخواست کمک و مقابله سالم با موقعیتهای دشوار را افزایش دهند.
یکی از مهمترین عوامل، داشتن ارتباط روزمره با کودک است.
اگر گفتوگوی ما با کودک همیشه فقط درباره تکالیف، نمره و نظم باشد، احتمال اینکه درباره یک مشکل اجتماعی پیچیده با ما صحبت کند کمتر میشود.
گاهی سؤال ساده:
«امروز بهترین و بدترین اتفاق مدرسه چی بود؟»
بیشتر از ده سؤال درباره درس اطلاعات میدهد.
همچنین کودک باید بداند درخواست کمک نشانه ضعف نیست.
گفتن مشکل به معلم، مشاور یا والدین «خبرچینی» نیست؛ زمانی که امنیت یا آرامش کودک در خطر است، کمک گرفتن یک مهارت است.
جمعبندی؛ نشانهها را ببینیم اما عجولانه نتیجهگیری نکنیم
قلدری در مدرسه همیشه آشکار نیست.
گاهی هیچ کبودی یا وسیله شکستهای وجود ندارد و تنها نشانه آن کودکی است که کمکم ساکتتر شده، دوست ندارد به مدرسه برود یا دیگر درباره دوستانش حرف نمیزند.
در عین حال هر تغییر رفتار یا هر دعوای کودکانهای نیز به معنای قلدری نیست.
بهترین کار این است که به جای حدس زدن، الگوی رفتار را بررسی کنیم، با کودک گفتوگویی آرام داشته باشیم و در صورت وجود نشانههای جدی با مدرسه همکاری کنیم.
کودکی که مطمئن باشد میتواند بدون ترس از قضاوت با والدینش حرف بزند، احتمال بیشتری دارد قبل از اینکه مشکل بزرگتر شود درخواست کمک کند.
سؤالات متداول درباره قلدری در مدرسه
از کجا بفهمیم فرزندمان در مدرسه مورد قلدری قرار گرفته است؟
تغییر ناگهانی رفتار، ترس از رفتن به مدرسه، افت تحصیلی، از دست دادن دوستان، خراب یا گم شدن مکرر وسایل، مشکلات خواب، سردرد یا دلدردهای مکرر و کاهش اعتمادبهنفس میتوانند از نشانههای احتمالی باشند. هیچکدام از این علائم بهتنهایی قلدری را اثبات نمیکنند و بهتر است از طریق گفتوگو و بررسی شرایط مدرسه علت اصلی مشخص شود.
آیا مسخره کردن هم قلدری محسوب میشود؟
اگر مسخره کردن ناخواسته، آزاردهنده و تکرارشونده باشد و میان دو کودک عدم توازن قدرت وجود داشته باشد، میتواند نوعی قلدری کلامی باشد. یک شوخی یا اختلاف اتفاقی الزاماً قلدری محسوب نمیشود.
اگر کودک نخواهد درباره اتفاق مدرسه صحبت کند چه کنیم؟
اصرار و بازجویی معمولاً نتیجه خوبی ندارد. بهتر است فضای امن ایجاد کنید و با سؤالهای باز درباره دوستان، زنگ تفریح و اتفاقات روزانه گفتوگو کنید. ممکن است کودک برای صحبت کردن به زمان نیاز داشته باشد.
آیا باید مستقیم با والدین کودکی که زورگویی میکند صحبت کنیم؟
در بسیاری از موارد بهتر است ابتدا موضوع از طریق معلم، مشاور یا مدیریت مدرسه پیگیری شود. تماس مستقیم و احساسی میان خانوادهها گاهی میتواند مسئله را پیچیدهتر کند.
آیا باید به کودک یاد بدهیم در مقابل زورگویی کتک بزند؟
خیر. پاسخ خشونتآمیز ممکن است درگیری را شدیدتر کند. بهتر است کودک یاد بگیرد از موقعیت فاصله بگیرد، کمک بخواهد، اتفاق را گزارش کند و در شرایط لازم از خودش به شیوهای امن محافظت کند.

