برای بعضی از بچهها نزدیک شدن به مهر یعنی هیجان دیدن دوستان، خرید دفترهای جدید و شروع یک سال تازه. اما برای بعضی دیگر، هرچه به باز شدن مدرسه نزدیکتر میشویم، نگرانی بیشتر میشود.
ممکن است کودک بگوید:
«دلم نمیخواد مدرسه باز بشه.»
یا ناگهان درباره معلم جدید، همکلاسیها، امتحانها یا حتی مسیر مدرسه سؤالهای زیادی بپرسد.
گاهی هم اصلاً درباره نگرانیاش حرف نمیزند و اضطراب به شکل دیگری خودش را نشان میدهد:
دلدرد.
سردرد.
بدخوابی.
عصبانیت.
چسبیدن بیشتر به والدین.
یا حتی بهانههای مکرر برای نرفتن به مدرسه.
مقداری نگرانی قبل از شروع یک سال تحصیلی جدید طبیعی است. کودکان هم درست مثل بزرگسالان ممکن است در برابر تغییر، ناشناخته بودن شرایط یا ورود به محیط جدید کمی مضطرب شوند. UNICEF نیز تأکید میکند که نگرانی درباره مدرسه جدید، امتحان یا موقعیتهای اجتماعی میتواند بخشی از تجربه طبیعی دوران کودکی باشد؛ مسئله زمانی جدیتر میشود که نگرانی ادامه پیدا کند یا زندگی روزمره کودک را مختل کند.
بنابراین هدف والدین نباید این باشد که هر نشانه اضطرابی را فوراً یک مشکل جدی بدانند.
هدف این است که بتوانیم تفاوت میان:
نگرانی طبیعی قبل از مدرسه
و
اضطرابی که نیاز به توجه بیشتری دارد
را بهتر تشخیص دهیم.
در ادامه ۹ نشانه مهم را بررسی میکنیم.
آیا اضطراب قبل از بازگشت به مدرسه طبیعی است؟
بله.
شروع مدرسه با تغییرات زیادی همراه است:
- تغییر ساعت خواب
- بیدار شدن زودتر
- معلم جدید
- کلاس جدید
- دوستان جدید
- افزایش مسئولیت
- امتحان و تکلیف
- دور شدن چندساعته از والدین
برای یک کودک، مجموعه این تغییرات میتواند بسیار بزرگتر از چیزی باشد که ما تصور میکنیم.
حتی کودکی که سال گذشته مدرسه را دوست داشته ممکن است امسال نگرانیهای جدیدی داشته باشد.
مثلاً:
«دوستم امسال توی کلاس من نیست.»
«معلم جدید سختگیره؟»
«اگه نتونم درسها رو بفهمم چی؟»
«اگه کسی باهام دوست نشه چی؟»
به همین دلیل اولین واکنش والدین بهتر است شنیدن باشد، نه متقاعد کردن سریع کودک که هیچ مشکلی وجود ندارد.
نشانه اول: کودک مرتب میگوید «نمیخوام برم مدرسه»
این جمله به تنهایی نشانه اضطراب شدید نیست.
تقریباً بسیاری از کودکان در مقطعی میگویند:
«مدرسه دوست ندارم.»
اما مهم است ببینیم این جمله:
- چند بار تکرار میشود؛
- از چه زمانی شروع شده؛
- و کودک بعد از آن چه رفتاری نشان میدهد.
اگر کودک فقط از تمام شدن تعطیلات ناراحت است، ممکن است موضوع ساده باشد.
اما اگر مرتب درباره نرفتن صحبت میکند، گریه میکند یا سعی میکند راهی برای اجتناب از مدرسه پیدا کند، بهتر است علت را دقیقتر بررسی کنیم.
به جای پاسخ:
«باید بری، همه میرن.»
بپرسید:
«کدوم قسمت مدرسه رفتن بیشتر نگرانت میکنه؟»
گاهی همین سؤال ساده اطلاعات مهمی میدهد.
ممکن است مشکل اصلاً خود مدرسه نباشد.
شاید کودک از یکی از همکلاسیها میترسد.
شاید احساس میکند درسها برایش سخت خواهند بود.
شاید جدایی از والدین برایش دشوار است.
HealthyChildren نیز توصیه میکند اگر کودک از رفتن به مدرسه اجتناب میکند، والدین درباره دلایل عاطفی احتمالی مثل ترس از شکست، قلدری یا نگرانیهای دیگر با او صحبت کنند.
نشانه دوم: دلدرد و سردردهایی که بیشتر در روزهای مدرسه ظاهر میشوند
یکی از دشوارترین بخشهای اضطراب کودکان این است که همیشه با جمله:
«من اضطراب دارم.»
ظاهر نمیشود.
گاهی بدن کودک حرف میزند.
از نشانههای جسمی اضطراب میتوان به مواردی مثل:
- دلدرد
- تهوع
- سردرد
- احساس ضعف
- تپش قلب
- تعریق
- نیاز مکرر به دستشویی
اشاره کرد. UNICEF این علائم جسمی را از نشانههای احتمالی اضطراب در کودکان میداند.
اما اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد:
نباید هر دلدرد یا سردردی را به اضطراب نسبت دهیم.
اگر کودک شکایت جسمی مکرر دارد، ابتدا باید علت پزشکی مناسب بررسی شود.
اما اگر متوجه میشوید:
جمعه حالش خوب است،
شنبه صبح دلدرد دارد،
تعطیلات مشکلی ندارد،
ولی شب قبل از مدرسه دوباره حالش بد میشود،
این الگو ارزش توجه بیشتری دارد.
به جای اینکه بگویید:
«داری بهانه میاری.»
بهتر است بپرسید:
«معمولاً چه زمانی دلت درد میگیره؟ وقتی به مدرسه فکر میکنی چه حسی داری؟»
گاهی کودک خودش ارتباط میان بدن و نگرانی را نمیشناسد.
نشانه سوم: ساعت خواب کودک ناگهان بههم میریزد
اضطراب و خواب ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند.
ممکن است کودک:
- دیرتر بخوابد؛
- چند بار از خواب بیدار شود؛
- کابوس ببیند؛
- بخواهد کنار والدین بخوابد؛
- یا شب قبل از مدرسه مرتب از تخت خارج شود.
UNICEF دشواری در خواب را یکی از نشانههای رایج اضطراب در کودکان معرفی میکند.
البته شهریور خودش میتواند ساعت خواب کودک را بههم زده باشد.
به همین دلیل باید دو موضوع را از هم جدا کنیم:
بههمریختگی ساعت خواب تابستان
و
ناتوانی در خوابیدن به دلیل نگرانی.
اگر کودک در تخت میگوید:
«فردا چی میشه؟»
«معلمم چطوریه؟»
«اگه دیر برسم چی؟»
احتمالاً بخشی از مشکل ذهنی است.
در این شرایط بهتر است صحبتهای مربوط به نگرانی مدرسه را به چند دقیقه قبل از خواب موکول نکنیم.
اگر کودک موضوع مهمی دارد، عصر یا بعدازظهر فضای بهتری برای گفتوگو است.
همچنین تنظیم تدریجی ساعت خواب از چند هفته قبل میتواند بسیار کمککننده باشد. در مقاله چطور کودک را برای بازگشت به مدرسه آماده کنیم؟ یک برنامه مرحلهبهمرحله برای شهریور ارائه کردهایم.
نشانه چهارم: کودک بیش از حد دنبال اطمینان گرفتن است
گاهی اضطراب به شکل پرسشهای تکراری ظاهر میشود.
«مطمئنی معلمم خوبه؟»
«مطمئنی میای دنبالم؟»
«اگه کسی باهام دوست نشه چی؟»
«مطمئنی کلاس سخت نیست؟»
شما پاسخ میدهید.
پنج دقیقه بعد همان سؤال دوباره مطرح میشود.
و دوباره.
UNICEF اشاره میکند که برخی کودکان مضطرب ممکن است به اطمینان گرفتن مداوم از والدین نیاز پیدا کنند.
در این وضعیت، طبیعی است که والدین بخواهند بارها بگویند:
«قول میدم هیچ اتفاق بدی نمیافته.»
اما ما واقعاً نمیتوانیم چنین قولی بدهیم.
به جای اطمینانبخشی مطلق، بهتر است روی توانایی کودک برای مواجهه با شرایط تمرکز کنیم.
مثلاً:
«نمیدونیم دقیقاً روز اول چه جوری میشه، ولی اگر چیزی سخت بود میتونیم دربارهاش حرف بزنیم و راهحل پیدا کنیم.»
این جمله پیام متفاوتی دارد:
نه اینکه «هیچ مشکلی اتفاق نمیافتد»، بلکه:
«اگر مشکلی پیش آمد، تو تنها نیستی و میتوانیم مدیریتش کنیم.»
نشانه پنجم: تغییر خلق و عصبانیت بیشتر از معمول
کودک مضطرب الزاماً ساکت یا ترسو نیست.
گاهی اضطراب به شکل:
- زودرنجی
- عصبانیت
- بیحوصلگی
- دعوا با خواهر یا برادر
- گریههای ناگهانی
ظاهر میشود.
ممکن است والدین تصور کنند:
«از وقتی داریم درباره مدرسه حرف میزنیم خیلی بدخلق شده.»
و واقعاً همینطور باشد.
UNICEF نیز خستگی، بدخلقی و احساس تحت فشار بودن را در میان نشانههای احتمالی اضطراب ذکر میکند.
در چنین شرایطی رفتار نامناسب کودک را نباید کاملاً نادیده گرفت، اما بهتر است فقط روی ظاهر رفتار تمرکز نکنیم.
مثلاً به جای:
«چرا این چند روز اینقدر بداخلاق شدی؟»
میتوان پرسید:
«حس میکنم این چند روز یکم بیشتر عصبی میشی. چیزی هست که ذهنت رو درگیر کرده؟»
این سؤال فرصت گفتوگو ایجاد میکند.
نشانه ششم: کودک درباره توانایی خودش بیش از حد نگران شده است
یکی از نگرانیهای رایج دانشآموزان این است:
«اگه نتونم؟»
«اگه ریاضی سخت باشه؟»
«اگه امتحان خراب کنم؟»
«اگه از بقیه عقب باشم؟»
این نگرانی بهخصوص در کودکانی که قبلاً تجربه سختی در یک درس داشتهاند یا خانواده و مدرسه روی عملکرد تحصیلی فشار زیادی گذاشتهاند بیشتر دیده میشود.
در چنین شرایطی جملههایی مثل:
«تو که همیشه نمرهات خوب بوده.»
ممکن است موقتاً آرامش ایجاد کند، اما اصل نگرانی را حل نمیکند.
بهتر است روی فرایند تمرکز کنیم:
«قرار نیست همه چیز رو از روز اول بلد باشی.»
«اگه چیزی رو نفهمیدی میتونی سؤال کنی.»
«اشتباه کردن بخشی از یاد گرفتنه.»
HealthyChildren پیشنهاد میکند برای کودکانی که نسبت به مدرسه اضطراب دارند، اهداف واقعبینانه تعیین شود و فشار ناشی از انتظارات بیش از حد کاهش پیدا کند.
اگر در مرحله انتخاب مدرسه هستید، توجه به نحوه برخورد مدرسه با اشتباه و شکست نیز اهمیت زیادی دارد. در مقاله ۸ زنگ خطر در بازدید مدرسه درباره این موضوع بیشتر توضیح دادهایم.
نشانه هفتم: کودک بیش از حد به والدین میچسبد
در روزهای نزدیک به مدرسه ممکن است کودک:
- دنبال مادر یا پدر راه بیفتد؛
- بخواهد بیشتر کنار آنها بخوابد؛
- هنگام خروج والدین ناراحت شود؛
- درباره زمان برگشت آنها مرتب سؤال کند.
این رفتار بهویژه در کودکان کوچکتر یا کودکانی که برای نخستین بار وارد مدرسه میشوند بیشتر دیده میشود.
در این شرایط جدا شدن ناگهانی یا خداحافظی طولانی هر دو میتوانند کار را سختتر کنند.
یک الگوی ساده میتواند کمککننده باشد:
- خداحافظی مشخص
- توضیح کوتاه درباره زمان برگشت
- رفتار آرام والد
- کش ندادن لحظه جدایی
UNICEF نیز توصیه میکند در جداییهای مرتبط با بازگشت به مدرسه، خداحافظی مثبت، کوتاه و قابل پیشبینی باشد و والدین زمان بازگشت خود را برای کودک روشن کنند.
اگر کودک امسال معلم جدیدی دارد، مطلب چگونه کودک را با معلم جدید آشنا کنیم؟ میتواند برای کاهش ابهام روزهای اول مفید باشد.
نشانه هشتم: کودک از موضوعاتی که قبلاً دوست داشته فاصله میگیرد
کودکی که معمولاً:
- بازی میکرد؛
- نقاشی میکشید؛
- با دوستانش صحبت میکرد؛
- یا برای فعالیتهای مورد علاقهاش هیجان داشت،
ممکن است در دوره اضطراب علاقه کمتری نشان دهد.
بهخصوص اگر تغییر قابل توجه و مداوم باشد، بهتر است به آن توجه کنیم.
یک روز بیحوصلگی طبیعی است.
اما اگر کودک برای مدت قابل توجهی:
«هیچ چیزی نمیخوام.»
«حوصله ندارم.»
«ولم کن.»
میگوید، بهتر است ببینیم چه اتفاق دیگری در حال رخ دادن است.
اضطرابی که فعالیتهای معمول کودک را مختل کند یا مانع انجام کارهایی شود که قبلاً از آنها لذت میبرد، نیاز به توجه بیشتری دارد. UNICEF نیز مداخله حرفهای را زمانی مهم میداند که اضطراب زندگی روزانه کودک را تحت تأثیر قرار دهد.
نشانه نهم: نگرانی بعد از شروع مدرسه کاهش پیدا نمیکند
برای بسیاری از کودکان، سختترین بخش همان روزهای اول است.
پس از اینکه:
معلم را میشناسند،
کلاس را میبینند،
دوستان را پیدا میکنند،
و برنامه روزانه قابل پیشبینی میشود،
نگرانی بهتدریج کاهش پیدا میکند.
اما اگر هفتهها میگذرد و کودک همچنان:
- هر صبح گریه میکند؛
- شکایت جسمی دارد؛
- از رفتن امتناع میکند؛
- خوابش بهشدت مختل است؛
- یا اضطرابش در حال بیشتر شدن است،
بهتر است موضوع را جدیتر بررسی کنید.
HealthyChildren میگوید اگر اضطراب از بین نمیرود، بدتر میشود یا فعالیتهای عادی مثل رفتن به مدرسه را مختل میکند، بهتر است والدین با پزشک کودک یا متخصص مناسب مشورت کنند.
وقتی کودک میگوید «میترسم»، چه چیزی نگوییم؟
گاهی از روی محبت جملاتی میگوییم که چندان کمککننده نیستند.
«چیزی نیست که بترسی»
از نگاه ما شاید مسئله کوچک باشد.
اما کودک واقعاً ترسیده است.
بهتر است بگوییم:
«میفهمم که نگرانت کرده.»
«بزرگ شدی دیگه»
اضطراب با سن از بین نمیرود.
حتی بزرگسالان هم قبل از شروع کار جدید یا ورود به محیط جدید مضطرب میشوند.
«همه بچهها میرن، فقط تو اینطوری هستی»
این جمله ممکن است علاوه بر اضطراب، احساس شرمندگی هم ایجاد کند.
«اگه نری مدرسه خیلی عقب میافتی»
برای کودکی که از مدرسه میترسد، اضافه کردن یک ترس جدید معمولاً کمککننده نیست.
«قول میدم هیچ اتفاق بدی نیفته»
ما نمیتوانیم همه اتفاقهای آینده را کنترل کنیم.
بهتر است به کودک اطمینان بدهیم که اگر مشکلی پیش آمد، برای حل آن کنارش هستیم.
به جای این جملات چه بگوییم؟
چند نمونه:
«دقیقاً کدوم قسمت مدرسه نگرانت میکنه؟»
«دوست داری درباره روز اول با هم فکر کنیم؟»
«اگه یک اتفاق سخت افتاد، به نظرت از چه کسی میتونی کمک بگیری؟»
«لازم نیست روز اول همه چیز عالی باشه.»
«میخوای مسیر مدرسه رو یک بار قبل از شروع کلاسها ببینیم؟»
این جملات به جای حذف احساس، به کودک ابزار میدهند.
نگرانی را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید
فرض کنید کودک میگوید:
«من از مدرسه میترسم.»
این جمله خیلی بزرگ است.
کمکش کنید موضوع را کوچکتر کند.
از چه چیزی؟
معلم؟
دوست پیدا کردن؟
سرویس؟
تکلیف؟
گم شدن در مدرسه؟
دیر رسیدن؟
امتحان؟
وقتی نگرانی مشخص میشود، پیدا کردن راهحل هم آسانتر میشود.
مثلاً:
نگرانی: «میترسم کلاس رو پیدا نکنم.»
راهحل: قبل از شروع مدرسه مسیر کلاس را ببینید.
نگرانی: «اگه کسی باهام دوست نشه چی؟»
راهحل: درباره شروع گفتوگو با همکلاسی تمرین کنید.
نگرانی: «میترسم مامان نیاد دنبالم.»
راهحل: ساعت و محل مشخص تحویل را توضیح دهید.
از بازی برای کودکان کوچکتر استفاده کنید
کودکان کوچک همیشه نمیتوانند درباره احساسشان مثل بزرگسالان حرف بزنند.
گاهی بازی بهتر جواب میدهد.
دو عروسک بردارید.
یکی دانشآموز باشد.
یکی معلم.
بگویید:
«این عروسکه فردا روز اول مدرسشه. یکم نگرانه. فکر میکنی از چی میترسه؟»
کودک ممکن است نگرانی خودش را از زبان عروسک بگوید:
«میترسه مامانش بره.»
«میترسه معلم دعواش کنه.»
«میترسه دوست پیدا نکنه.»
این روش میتواند گفتوگو را برای کودک سادهتر کند.
برنامه روز مدرسه را قابل پیشبینی کنید
ناشناخته بودن میتواند اضطراب را بیشتر کند.
تا جایی که میتوانید مشخص کنید:
- چه ساعتی بیدار میشویم؛
- چه کسی کودک را میرساند؛
- چه ساعتی مدرسه شروع میشود؛
- چه کسی او را برمیگرداند؛
- بعد از مدرسه چه اتفاقی میافتد.
برای کلاساولیها حتی میتوانید یک برنامه تصویری ساده تهیه کنید:
بیدار شدن → صبحانه → لباس → مدرسه → کلاس → خانه.
وقتی کودک بداند چه چیزی در انتظارش است، بخشی از ابهام کم میشود.
خواب را جدی بگیرید
کودک خسته معمولاً تحمل کمتری برای مدیریت احساسات دارد.
در روزهای نزدیک به مدرسه:
- ساعت خواب را منظم کنید؛
- صفحهنمایش آخر شب را محدود کنید؛
- صبحها بهتدریج زودتر بیدار شوید؛
- برنامه شبانه قابل پیشبینی بسازید.
HealthyChildren نیز خواب کافی و روتین منظم روزانه را از راههای کمک به مدیریت اضطراب کودکان معرفی میکند.
اضطراب والدین هم میتواند روی کودک اثر بگذارد
گاهی مادر یا پدر خودشان بهشدت نگران هستند:
«نکنه معلم خوبی نباشه.»
«نکنه بچهام دوست پیدا نکنه.»
«نکنه درسها سخت بشه.»
نگرانی والد طبیعی است.
اما اگر دائماً جلوی کودک درباره آن صحبت کنیم، ممکن است این پیام را دریافت کند:
«پس واقعاً یک اتفاق ترسناک در پیش است.»
UNICEF توصیه میکند والدین در دورههای تغییر، تا حد امکان رفتار آرامی مدلسازی کنند؛ زیرا کودکان از رفتار بزرگسالان اطراف خود سرنخ عاطفی میگیرند.
این به معنی پنهان کردن تمام احساسات نیست.
میتوانید بگویید:
«منم یکم هیجان دارم چون امسال جدیده، ولی کمکم باهاش آشنا میشیم.»
این جمله نشان میدهد داشتن احساس طبیعی است و در عین حال قابل مدیریت است.
چه زمانی باید با مدرسه صحبت کنیم؟
اگر نگرانی کودک مستقیماً مربوط به مدرسه است، ارتباط با معلم یا مشاور میتواند بسیار کمککننده باشد.
مثلاً اگر کودک میگوید:
«میترسم کسی باهام دوست نشه.»
میتوانید از معلم بخواهید روزهای اول کمی به مشارکت او در فعالیتهای گروهی توجه کند.
اگر نگران قلدری است، موضوع باید جدیتر بررسی شود.
اگر از درس خاصی میترسد، شاید معلم بتواند شرایط واقعی را توضیح دهد.
HealthyChildren نیز همکاری والدین با معلم و مشاور مدرسه را برای مدیریت اضطراب مربوط به مدرسه توصیه میکند.
فرق «دوست ندارم مدرسه بروم» با امتناع جدی از مدرسه چیست؟
تقریباً هر کودکی ممکن است گاهی بگوید:
«امروز مدرسه نمیرم.»
اما باید به الگو توجه کنیم.
موضوع زمانی جدیتر میشود که کودک مرتب تلاش کند مدرسه را ترک کند یا اصلاً وارد مدرسه نشود.
مثلاً:
- هر صبح گریه شدید
- پنهان شدن
- شکایتهای جسمی مکرر
- درخواست مداوم برای برگشتن به خانه
- غیبتهای مکرر
HealthyChildren اشاره میکند اضطراب مرتبط با مدرسه میتواند به اجتناب از مدرسه منجر شود و در چنین شرایطی بررسی علت، از جمله مشکلات عاطفی، ترس از شکست یا قلدری اهمیت دارد.
در چنین وضعیتی فقط گفتن:
«باید بری.»
ممکن است کافی نباشد.
باید بفهمیم کودک دقیقاً از چه چیزی اجتناب میکند.
چه زمانی بهتر است از متخصص کمک بگیریم؟
قرار نیست با هر نگرانی کوچک فوراً کودک را وارد فرایند درمان کنیم.
اما چند وضعیت ارزش پیگیری حرفهای دارند:
اضطراب زندگی روزمره را مختل کرده است
مثلاً کودک نمیتواند مدرسه برود، بخوابد یا فعالیتهای معمولش را انجام دهد.
علائم ادامهدار یا رو به تشدید هستند
به جای بهتر شدن بعد از شروع مدرسه، هر روز شدیدتر میشوند.
شکایتهای جسمی مکرر وجود دارد
خصوصاً بعد از بررسی پزشکی مناسب.
کودک حملات شدید ترس یا وحشت را تجربه میکند
عملکرد تحصیلی یا روابط اجتماعی بهشدت تحت تأثیر قرار گرفته است
نگرانی والدین جدی است
لزومی ندارد منتظر بمانیم وضعیت «خیلی بد» شود.
UNICEF و آکادمی اطفال آمریکا هر دو توصیه میکنند وقتی اضطراب فعالیتهای معمول کودک را مختل میکند یا ادامه پیدا میکند، خانواده از پزشک یا متخصص سلامت روان کمک بگیرد.
جدول ساده برای بررسی اضطراب بازگشت به مدرسه
اگر مطمئن نیستید وضعیت کودک طبیعی است یا نیاز به بررسی بیشتری دارد، برای چند روز الگوها را ثبت کنید.
| موضوع | مشاهده |
|---|---|
| کودک درباره مدرسه چه میگوید؟ | — |
| شبها چه ساعتی میخوابد؟ | — |
| آیا دلدرد یا سردرد دارد؟ | — |
| علائم در روزهای تعطیل هم وجود دارند؟ | — |
| درباره موضوع مشخصی نگران است؟ | — |
| صبح مدرسه شدت نگرانی چقدر است؟ | — |
| بعد از برگشت از مدرسه چه حالی دارد؟ | — |
| آیا هر هفته وضعیت بهتر میشود؟ | — |
گاهی همین جدول کمک میکند یک الگو دیده شود.
مثلاً:
کودک فقط دوشنبههایی که ورزش دارد دلدرد میگیرد.
یا نگرانی همیشه شب قبل از کلاس خاصی بیشتر میشود.
این اطلاعات میتواند برای گفتوگو با مدرسه یا متخصص بسیار ارزشمند باشد.
برای روز اول مدرسه چه کنیم؟
اگر میدانید کودک مضطرب است، روز اول را تا حد امکان قابل پیشبینی کنید.
شب قبل کیف آماده باشد.
لباس مشخص باشد.
صبح زمان کافی داشته باشید.
صبحانه آشنا باشد.
لحظه خروج تبدیل به عجله و فریاد نشود.
و مهمتر از همه:
خداحافظی مشخص باشد.
به کودک بگویید:
«بعد از تعطیلی مدرسه میام دنبالت.»
اگر برنامه مشخصی وجود دارد، همان را تکرار کنید.
خداحافظی بسیار طولانی گاهی اضطراب جدایی را بیشتر میکند.
بعد از مدرسه سؤالپیچش نکنید
کودکی که ساعتها در مدرسه بوده ممکن است به کمی زمان نیاز داشته باشد.
به محض ورود نپرسید:
«معلم چی گفت؟»
«دوست پیدا کردی؟»
«کسی اذیتت نکرد؟»
«درس سخت بود؟»
گاهی یک خوراکی، آب و چند دقیقه سکوت بهتر است.
بعد میتوانید بپرسید:
«امروز چه بخشی از روزت جالبتر بود؟»
یا:
«اگه بخوای یک قسمت امروز رو عوض کنی، کدومه؟»
پرسش باز معمولاً اطلاعات بیشتری ایجاد میکند.
یک نکته مهم برای مادرها؛ قرار نیست اضطراب کودک را در یک روز حل کنید
دیدن نگرانی فرزند سخت است.
واکنش طبیعی والد این است که بخواهد سریع مشکل را برطرف کند.
اما سازگاری با مدرسه ممکن است زمان ببرد.
گاهی بهترین کمک این نیست که همه نگرانیها را حذف کنیم.
بلکه این است که کودک یاد بگیرد:
«میتوانم نگران باشم و در عین حال از پس این موقعیت بربیایم.»
این مهارتی است که فقط برای مدرسه مفید نیست.
در بسیاری از تجربههای بعدی زندگی نیز به او کمک خواهد کرد.
جمعبندی؛ پشت جمله «مدرسه نمیرم» را ببینید
اضطراب بازگشت به مدرسه میتواند شکلهای بسیار متفاوتی داشته باشد.
برای یک کودک فقط کمی نگرانی است.
برای دیگری دلدرد.
برای یک نفر بدخوابی.
و برای دیگری گریه یا عصبانیت.
به جای اینکه فقط رفتار ظاهری را ببینیم، بهتر است بپرسیم:
«این رفتار چه چیزی را به ما میگوید؟»
اگر کودک نگران است:
احساسش را بشنوید.
نگرانی را کوچک نکنید.
موضوع را به بخشهای قابلحل تقسیم کنید.
برنامه روزانه را قابل پیشبینی کنید.
با مدرسه همکاری کنید.
و اگر اضطراب شدید، ادامهدار یا مختلکننده زندگی کودک است، از کمک حرفهای استفاده کنید.
مهر برای کودک یک تغییر بزرگ است.
قرار نیست همه بچهها در اولین صبح مدرسه با لبخند از خانه خارج شوند.
گاهی چند روز یا چند هفته زمان لازم است تا دوباره احساس امنیت و آشنایی ایجاد شود.
هدف این نیست که کودک هیچ اضطرابی نداشته باشد.
هدف این است که بداند وقتی نگران میشود، راههایی برای مواجهه با آن وجود دارد و بزرگسالان قابلاعتمادی در کنارش هستند.
سوالات متداول درباره اضطراب بازگشت به مدرسه
آیا اضطراب قبل از باز شدن مدرسه طبیعی است؟
بله. مقدار کمی نگرانی درباره معلم جدید، دوستان، درسها یا محیط مدرسه طبیعی است. اگر نگرانی پس از دوره سازگاری کاهش پیدا کند و زندگی روزمره کودک را مختل نکند، معمولاً جای نگرانی زیادی نیست.
دلدرد قبل از مدرسه میتواند از اضطراب باشد؟
بله، اضطراب میتواند علائم جسمی مثل دلدرد، تهوع و سردرد ایجاد کند. با این حال نباید بدون بررسی مناسب پزشکی هر علامت جسمی را به اضطراب نسبت داد.
اگر کودک بگوید مدرسه نمیروم چه کنیم؟
ابتدا دلیل را پیدا کنید. بپرسید دقیقاً کدام بخش مدرسه رفتن او را نگران میکند. اگر این امتناع مکرر یا شدید است، با معلم، مشاور مدرسه و در صورت نیاز متخصص مناسب صحبت کنید.
چطور اضطراب کلاساولی را کمتر کنیم؟
قبل از شروع مدرسه محیط را قابل پیشبینی کنید، مسیر و مدرسه را در صورت امکان نشان دهید، درباره زمان برگشت والد توضیح بدهید و خداحافظی کوتاه و مشخص داشته باشید.
آیا باید کودک مضطرب را در خانه نگه داریم؟
این تصمیم به شرایط کودک بستگی دارد و در موارد شدید بهتر است با متخصص و مدرسه هماهنگ شود. اجتناب مداوم از مدرسه بدون بررسی علت میتواند مشکل را پیچیدهتر کند.
چه زمانی اضطراب کودک نیاز به کمک تخصصی دارد؟
اگر اضطراب شدید یا مداوم است، خواب و فعالیت روزانه را مختل میکند، باعث اجتناب مکرر از مدرسه شده یا پس از دوره سازگاری بهتر نمیشود، بهتر است با پزشک یا متخصص سلامت روان کودک مشورت کنید.
منابع برای مطالعه بیشتر
UNICEF – What is Anxiety?
https://www.unicef.org/parenting/mental-health/what-is-anxiety
American Academy of Pediatrics – Helping Your Child Manage Anxiety
https://www.healthychildren.org/English/family-life/family-dynamics/Pages/help-your-child-manage-fears-and-anxieties.aspx
American Academy of Pediatrics – School Attendance & School Anxiety
https://www.healthychildren.org/English/ages-stages/gradeschool/school/Pages/School-Attendance-Truancy-Chronic-Absenteeism.aspx
UNICEF – Supporting Children During Return to School
https://www.unicef.org/lac/en/parenting-lac/security-protection/how-support-child-through-reopening

