گاهی بزرگسالان با دیدن کوچکترین اختلاف بلافاصله وارد میشوند و خودشان تصمیم میگیرند چه کسی مقصر است. گاهی نیز برعکس، حتی زمانی که یک کودک در خطر آسیب جسمی یا تحقیر قرار دارد، مسئله با جمله «خودشان حل میکنند» نادیده گرفته میشود.
راه مناسب میان این دو قرار دارد. در اختلافهای ساده میتوان به کودکان فرصت داد مسئله را حل کنند، اما زمانی که امنیت جسمی یا عاطفی در خطر است، قدرت میان دو طرف برابر نیست یا رفتار آزاردهنده تکرار میشود، مداخله بزرگسال ضروری است.
در این مقاله بررسی میکنیم چه زمانی باید در دعوای کودکان مداخله کنیم، چگونه بدون قضاوت عجولانه ماجرا را بررسی کنیم، تفاوت دعوا و قلدری چیست و چه مهارتهایی میتوان به کودک آموخت تا اختلافهای بعدی را بهتر مدیریت کند.
آیا دعوا بین کودکان طبیعی است؟
اختلاف بخشی طبیعی از هر رابطه انسانی است. کودکان نیز هنگام بازی، کار گروهی و دوستی با موقعیتهایی روبهرو میشوند که خواسته آنها با خواسته فرد دیگری متفاوت است.
برای مثال:
- هر دو کودک یک وسیله را میخواهند.
- یکی میخواهد بازی را تغییر دهد و دیگری مخالف است.
- دو نفر همزمان میخواهند رهبر گروه باشند.
- یک کودک تصور میکند دوستش عمداً او را کنار گذاشته است.
- قانون بازی برای اعضای گروه روشن نیست.
- یکی از کودکان نوبت دیگری را رعایت نکرده است.
این موقعیتها در صورت مدیریت مناسب میتوانند فرصت یادگیری باشند. کودکان از طریق اختلاف یاد میگیرند نظر خود را بیان کنند، خواسته طرف مقابل را بشنوند، منتظر بمانند، مذاکره کنند و گاهی از خواسته خود کوتاه بیایند.
هدف بنابراین حذف تمام اختلافها نیست؛ هدف این است که کودک یاد بگیرد بدون آسیبزدن، تحقیر و تهدید مسئله را حل کند.
تفاوت دعوا و قلدری چیست؟
هر دعوایی قلدری نیست. تشخیص این تفاوت اهمیت زیادی دارد، زیرا در قلدری نمیتوان فقط دو کودک را کنار هم نشاند و از آنها خواست مسئله را مساوی حل کنند.
| ویژگی | اختلاف یا دعوای معمولی | قلدری |
|---|---|---|
| قدرت دو طرف | نسبتاً برابر | عدم توازن قدرت وجود دارد. |
| تکرار | ممکن است یکبار رخ دهد. | رفتار تکرار شده یا احتمال تکرار آن وجود دارد. |
| هدف | اختلاف بر سر خواسته یا موقعیت | آزار، تحقیر، کنترل یا کنارزدن دیگری |
| توان دفاع از خود | هر دو طرف معمولاً امکان پاسخ دارند. | کودک هدف ممکن است نتواند از خود دفاع کند. |
| راهحل | گفتوگو و مذاکره میتواند کافی باشد. | مداخله و پیگیری بزرگسال ضروری است. |
قلدری میتواند جسمی، کلامی، اجتماعی یا آنلاین باشد. مسخرهکردن مکرر، تهدید، پخش شایعه، کنارگذاشتن هدفمند کودک از جمع یا کتکزدن مکرر میتوانند نمونههایی از قلدری باشند.
اگر یک کودک بهدلیل ترس، تفاوت قدرت یا تکرار رفتار نمیتواند مسئله را بهتنهایی متوقف کند، مسئولیت حل آن را نباید بر دوش خودش گذاشت.
چه زمانی باید فوراً در دعوای کودکان مداخله کنیم؟
در موارد زیر بهتر است بزرگسال بلافاصله وارد شود:
- کتکزدن، گازگرفتن، هلدادن شدید یا استفاده از وسیله برای آسیبزدن اتفاق افتاده است.
- یکی از کودکان قادر به دفاع از خود نیست.
- تهدید جدی مطرح شده است.
- یک کودک بهشدت ترسیده یا مضطرب است.
- رفتار آزاردهنده بارها تکرار شده است.
- چند کودک علیه یک نفر عمل میکنند.
- تحقیر، توهین یا تمسخر شدید ادامه دارد.
- کودکان پس از چند تلاش قادر به متوقفکردن درگیری نیستند.
- وسیله خطرناکی در دسترس است.
- کودکی آسیب جسمی دیده است.
در چنین شرایطی اولویت نخست امنیت است، نه کشف فوری مقصر.
در دقایق اول دعوا چه کنیم؟
۱. ابتدا رفتار خطرناک را متوقف کنید
با صدایی قاطع و بدون فریاد بگویید:
من اجازه نمیدهم به هم آسیب بزنید. الان از هم فاصله میگیریم.
اگر لازم است کودکان را از یکدیگر جدا کنید، این کار باید با هدف حفظ امنیت و بدون تحقیر انجام شود.
۲. در اوج عصبانیت دنبال اعتراف نگردید
پرسش «چه کسی شروع کرد؟» در همان لحظه اغلب باعث اتهامزنی بیشتر میشود.
ابتدا به کودکان فرصت دهید آرامتر شوند.
۳. آسیب جسمی را بررسی کنید
اگر کودکی آسیب دیده است، رسیدگی به سلامت او در اولویت قرار دارد.
۴. برای آرامشدن فضا ایجاد کنید
آرامشدن نباید بهعنوان تنبیه استفاده شود. هدف این است که کودک بتواند دوباره فکر کند و صحبت کند.
۵. خود بزرگسال نیز آرام بماند
اگر بزرگسال با فریاد و تهدید وارد دعوا شود، همان رفتاری را الگو قرار میدهد که تلاش دارد متوقف کند.
چگونه حرف هر دو طرف دعوا را بشنویم؟
پس از آرامشدن نسبی، هر کودک باید فرصت داشته باشد بدون قطعشدن ماجرا را از نگاه خودش بیان کند.
از جملههای خنثی استفاده کنید
بهجای:
چرا دوباره دعوا راه انداختی؟
بگویید:
میخواهم بفهمم چه اتفاقی افتاد. از جایی که خودت دیدی برایم تعریف کن.
رفتار قابل مشاهده را بررسی کنید
بهجای تعیین شخصیت افراد، درباره اتفاق صحبت کنید.
مثلاً:
تو گفتی وسیله را برداشتی و او آن را از دستت کشید. بعد تو او را هل دادی. درست فهمیدم؟
احساس را از رفتار جدا کنید
کودک حق دارد عصبانی باشد، اما حق ندارد به دیگری آسیب بزند.
میفهمم خیلی عصبانی شدی. عصبانیشدن اشکالی ندارد، اما زدن قابل قبول نیست.
بهدنبال یک روایت کاملاً یکسان نباشید
دو کودک ممکن است واقعاً یک اتفاق را متفاوت دیده باشند. هدف اولیه، فهم تجربه هر دو طرف است.
روش چهارمرحلهای حل تعارض بین کودکان
مرحله اول: چه اتفاقی افتاد؟
هر کودک اتفاق را بدون توهین و برچسب توضیح میدهد.
مرحله دوم: چه احساسی داشتی؟
کمک کنید کودکان از واژههایی مانند عصبانی، ناراحت، ناامید، خجالتزده، حسادت، ترس یا تنهایی استفاده کنند.
مرحله سوم: چه چیزی میخواستی؟
پشت بسیاری از دعواها یک نیاز یا خواسته ساده وجود دارد:
- میخواستم نوبتم رعایت شود.
- میخواستم وارد بازی شوم.
- میخواستم وسیلهام را پس بگیرم.
- میخواستم حرفم شنیده شود.
- میخواستم تنها باشم.
مرحله چهارم: حالا چه راهی داریم؟
از کودکان بخواهید چند راهحل پیشنهاد کنند.
راهحل ممکن است شامل این موارد باشد:
- نوبتبندی
- تقسیم وسیله یا زمان
- انتخاب فعالیت جدید
- بازگرداندن وسیله
- اصلاح خسارت
- عذرخواهی
- دادن فضای شخصی
- درخواست کمک از بزرگسال
جملههایی که کودک میتواند هنگام اختلاف استفاده کند
بعضی کودکان دقیقاً میدانند ناراحتاند، اما واژه مناسب برای بیان آن را ندارند. عبارتهای زیر را میتوان از طریق بازی نقش تمرین کرد:
- من هنوز نوبتم تمام نشده است.
- این وسیله مال من است؛ لطفاً قبل از برداشتن از من بپرس.
- وقتی این حرف را زدی ناراحت شدم.
- من دوست ندارم اینطور با من صحبت کنی.
- میتوانیم نوبتی بازی کنیم؟
- من الان عصبانی هستم و میخواهم کمی فاصله بگیرم.
- اجازه بده من هم توضیح بدهم.
- من با این قانون بازی موافق نیستم؛ بیایید دربارهاش تصمیم بگیریم.
- اگر متوقف نکنی، از مربی کمک میخواهم.
- من نمیخواهم در این بازی شرکت کنم.
- میتوانیم از اول شروع کنیم؟
- برای حل این مسئله کمک میخواهم.
اگر کودکان همدیگر را کتک زدند چه کنیم؟
در درگیری جسمی، اولویت نخست متوقفکردن آسیب است.
کودکان را از یکدیگر فاصله دهید
با صدای روشن و کوتاه بگویید:
زدن متوقف میشود. الان هرکدام در یک سمت میایستید تا مطمئن شویم کسی آسیب نمیبیند.
سخنرانی طولانی نکنید
کودکی که هنوز در اوج خشم است معمولاً توانایی کمی برای گوشدادن به توضیح طولانی دارد.
آسیب را بررسی کنید
اگر ضربه جدی، آسیب به سر، خونریزی، درد قابل توجه یا هر نشانه نگرانکنندهای وجود دارد، رسیدگی پزشکی مناسب انجام شود.
بعداً ماجرا را بررسی کنید
پس از آرامشدن هر دو کودک، درباره اتفاق، احساس، انتخابهای دیگر و روش جبران صحبت کنید.
فقط به «چه کسی اول زد» اکتفا نکنید
شروع ضربه اهمیت دارد، اما برای پیشگیری از تکرار لازم است بدانیم چه زنجیرهای از اتفاقها به درگیری منجر شده است.
اگر فرزند ما در مدرسه کتک خورده باشد چه کنیم؟
شنیدن اینکه فرزندمان کتک خورده است میتواند بسیار ناراحتکننده باشد. واکنش اولیه والدین بر احساس امنیت کودک تأثیر زیادی دارد.
ابتدا به کودک گوش دهید
اجازه دهید اتفاق را با زبان خودش تعریف کند.
او را سرزنش نکنید
جملاتی مانند «چرا جوابش را ندادی؟» یا «باید تو هم میزدی» ممکن است کودک را شرمنده یا به خشونت بیشتر تشویق کنند.
اطلاعات دقیق جمع کنید
- چه اتفاقی افتاد؟
- کجا اتفاق افتاد؟
- چه کسانی حضور داشتند؟
- آیا قبلاً نیز چنین اتفاقی افتاده است؟
- بعد از درگیری چه کسی کمک کرد؟
- آیا کودک اکنون احساس امنیت دارد؟
با مجموعه آموزشی تماس بگیرید
با هدف فهم مسئله و ایجاد امنیت وارد گفتوگو شوید، نه صرفاً مطالبه تنبیه کودک دیگر.
اگر رفتار تکرارشونده است، از مجموعه درباره برنامه مشخص جلوگیری از تکرار و شیوه پیگیری سؤال کنید.
اگر فرزند ما دیگران را میزند چه کنیم؟
اطلاع از اینکه کودک ما فرد دیگری را زده است ممکن است باعث خشم، شرمندگی یا دفاع فوری والدین شود. بهتر است مسئله را بدون برچسبزدن بررسی کنیم.
زدن رفتار قابل قبول نیست، اما باید علت آن را نیز پیدا کرد.
دلایل احتمالی را بررسی کنید
- کنترل خشم برای کودک دشوار است.
- واژه مناسب برای بیان خواسته ندارد.
- در انتظار نوبت مشکل دارد.
- رفتار پرخاشگرانه را در محیط دیگری مشاهده کرده است.
- بهدنبال توجه یا جایگاه در گروه است.
- فعالیت برایش بسیار دشوار یا خستهکننده بوده است.
- احساس تهدید کرده است.
- در مدیریت تکانه مشکل دارد.
رفتار را از هویت کودک جدا کنید
بهجای:
تو بچه دعوایی هستی.
بگویید:
زدن رفتار قابل قبول نیست. باید راه دیگری برای بیان عصبانیت پیدا کنیم.
راه جایگزین را تمرین کنید
کودک باید دقیقاً بداند دفعه بعد چه کاری میتواند انجام دهد:
- فاصله بگیرد.
- بگوید «متوقف کن».
- کمک بخواهد.
- از کلمات برای بیان ناراحتی استفاده کند.
- چند دقیقه برای آرامشدن زمان بگیرد.
برای بررسی بیشتر میتوانید مقاله برخورد صحیح با رفتارهای چالشبرانگیز دانشآموزان را نیز مطالعه کنید.
اگر مسئله قلدری باشد چه کنیم؟
در قلدری، مسئولیت حل مسئله نباید به کودک هدف واگذار شود. گفتن «خودت جوابش را بده» یا «با هم دوست شوید» کافی نیست.
نشانههایی که باید جدی گرفته شوند
- ترس از رفتن به مجموعه آموزشی
- شکایتهای جسمی مکرر پیش از رفتن
- گمشدن یا آسیبدیدن مکرر وسایل
- کاهش ناگهانی ارتباط با دوستان
- افت خلق یا اعتمادبهنفس
- خواب نامناسب
- درخواست مکرر برای تغییر مسیر، سرویس یا کلاس
- گزارش تهدید یا تحقیر مکرر
همه کودکان نشانههای آشکار نشان نمیدهند؛ بنابراین گزارش مستقیم کودک نیز باید جدی گرفته شود.
رفتار را مستند کنید
تاریخ، مکان، افراد حاضر و آنچه رخ داده است را ثبت کنید.
از مجموعه برنامه مشخص بخواهید
فقط جمله «رسیدگی میکنیم» کافی نیست. سؤال کنید:
- چه اقدامی برای حفظ امنیت کودک انجام میشود؟
- چه کسی وضعیت را پیگیری میکند؟
- چگونه از تکرار رفتار جلوگیری میشود؟
- چه زمانی نتیجه پیگیری با خانواده مطرح میشود؟
از مواجهه مستقیم و عصبی با کودک دیگر خودداری کنید
پیگیری بهتر است از مسیر مسئولان مجموعه و خانوادهها انجام شود.
آیا کودک را مجبور به عذرخواهی کنیم؟
گفتن فوری «بگو ببخشید» ممکن است دعوا را ظاهراً تمام کند، اما لزوماً چیزی به کودک یاد نمیدهد.
پیش از عذرخواهی بهتر است کودک بتواند پاسخ دهد:
- من چه کاری انجام دادم؟
- رفتار من چه اثری روی فرد مقابل داشت؟
- برای جبران چه کاری میتوانم انجام دهم؟
گاهی جبران از کلمه «ببخشید» مهمتر است.
برای مثال:
- بازگرداندن وسیله
- کمک به تعمیر چیزی که خراب شده است
- دادن فرصت دوباره
- پذیرفتن مسئولیت
- نوشتن یا گفتن عذرخواهی واقعی
عذرخواهی زمانی ارزش بیشتری دارد که کودک معنای آن را درک کرده باشد.
چگونه درباره دعوای کودک با مجموعه آموزشی صحبت کنیم؟
با اطلاعات مشخص وارد گفتوگو شوید
بهجای:
همیشه بچهها فرزند من را اذیت میکنند.
بگویید:
فرزندم گفته در سه روز گذشته دو بار در زنگ تفریح توسط همان دانشآموز هل داده شده است. میخواهم بدانم شما چه چیزی مشاهده کردهاید.
هدف را مشخص کنید
هدف اصلی باید امنیت و جلوگیری از تکرار باشد، نه صرفاً مجازات.
از طرف مقابل نیز اطلاعات بگیرید
ممکن است مربی یا معلم بخشی از اتفاق را دیده باشد که کودک ندیده است.
برای پیگیری زمان مشخص تعیین کنید
اگر مسئله تکرارشونده است، درباره زمان بررسی دوباره توافق کنید.
مسائل حساس را جلوی کودکان یا والدین دیگر مطرح نکنید
حریم خصوصی همه کودکان باید حفظ شود.
چگونه احتمال دعوا و درگیری بین کودکان را کمتر کنیم؟
مهارت نامگذاری احساسات را آموزش دهید
کودکی که میتواند بگوید «عصبانیام»، «حس میکنم کنار گذاشته شدهام» یا «نوبتم رعایت نشد» کمتر نیاز دارد احساس خود را فقط از طریق رفتار نشان دهد.
رعایت نوبت را تمرین کنید
بازیهای رومیزی و گروهی ابزار مناسبی برای تمرین انتظار و نوبت هستند.
به کودک حق گفتن «نه» بدهید
احترام به مرز شخصی یکی از بخشهای مهم پیشگیری از تعارض است.
جملههای حل اختلاف را تمرین کنید
کودک در لحظه عصبانیت نمیتواند جملهای را که هرگز تمرین نکرده است بهراحتی به یاد بیاورد.
در خانه اختلافها را محترمانه مدیریت کنید
کودکان شیوه حل اختلاف والدین و بزرگسالان را مشاهده و الگوبرداری میکنند.
همدلی را تقویت کنید
توانایی دیدن موقعیت از نگاه دیگری به حل تعارض کمک میکند. برای تمرین این مهارت میتوانید مقاله آموزش همدلی به کودکان را نیز مطالعه کنید.
فعالیتهای گروهی طراحی کنید
بازی و پروژه مشترک فرصت تمرین همکاری را فراهم میکنند. ایدههای بیشتری در مقاله بازیهای گروهی برای کودکان وجود دارد.
۶ تمرین برای آموزش حل تعارض به کودکان
تمرین اول: جمله را عوض کن
| جمله تنشزا | جمله جایگزین |
|---|---|
| تو همیشه وسایلم را میدزدی. | این وسیله را بدون اجازه برداشتی و من ناراحت شدم. |
| از بازی ما برو بیرون. | الان بازی را شروع کردهایم؛ بیایید ببینیم چطور میتوانی وارد بازی شوی. |
| خفه شو! | من الان عصبانی هستم و میخواهم حرفم تمام شود. |
| دیگه هیچوقت دوستت نیستم. | از اتفاقی که افتاد ناراحتم و الان کمی فاصله میخواهم. |
تمرین دوم: دو نگاه به یک اتفاق
یک موقعیت مطرح کنید و از کودک بخواهید آن را از نگاه هر دو نفر توضیح دهد.
تمرین سوم: سه راهحل پیدا کن
قبل از انتخاب راهحل، کودک باید حداقل سه گزینه پیشنهاد دهد.
تمرین چهارم: بازی نقش
موقعیتهایی مانند رعایتنشدن نوبت، کنارگذاشتهشدن از بازی یا برداشتن وسیله بدون اجازه را اجرا کنید.
تمرین پنجم: علامت توقف
به کودک آموزش دهید در موقعیت نامناسب با صدای قاطع بگوید:
متوقف کن. من این رفتار را دوست ندارم.
اگر رفتار ادامه پیدا کرد، از بزرگسال کمک بخواهد.
تمرین ششم: بازبینی پس از اختلاف
پس از آرامشدن بپرسید:
- چه اتفاقی افتاد؟
- چه احساسی داشتی؟
- چه کاری کمک نکرد؟
- چه کاری کمک کرد؟
- دفعه بعد چه چیزی را متفاوت انجام میدهی؟
اشتباهات رایج والدین و مربیان هنگام دعوای کودکان
پیداکردن فوری مقصر
اگر تمرکز فقط روی مقصر باشد، فرصت شناخت علت و آموزش مهارت حل مسئله از دست میرود.
مجبورکردن کودکان به آشتی فوری
کودکان ممکن است برای آرامشدن به زمان نیاز داشته باشند. دوستی اجباری راهحل تعارض نیست.
تحقیر کودک پرخاشگر
برچسبهایی مانند «دعواکن»، «قلدر» یا «بچه بد» رفتار را با هویت کودک یکی میکنند.
سرزنش کودکی که هدف قرار گرفته است
جمله «چرا از خودت دفاع نکردی؟» میتواند احساس شرمندگی ایجاد کند.
توصیه به زدن متقابل
این توصیه معمولاً چرخه درگیری را تشدید میکند و مهارت حل تعارض را آموزش نمیدهد.
نادیدهگرفتن قلدری بهعنوان دعوای معمولی
در شرایط عدم توازن قدرت، کودک هدف نباید مجبور شود خودش بهتنهایی مسئله را حل کند.
بحث طولانی در اوج خشم
گفتوگوی آموزشی بهتر است پس از کاهش هیجان انجام شود.
تنبیه نامرتبط
پیامد مرتبط و فرصت جبران معمولاً آموزندهتر از محرومیت یا تنبیهی است که ارتباطی با اتفاق ندارد.
چه زمانی دعوا و پرخاشگری کودک نیاز به بررسی تخصصی دارد؟
اختلافهای گاهبهگاه معمولاً بخشی از رشد اجتماعی هستند، اما در موارد زیر بهتر است موضوع با متخصص کودک بررسی شود:
- درگیری جسمی بهطور مکرر رخ میدهد.
- کودک به دیگران آسیب قابل توجه وارد میکند.
- رفتار پرخاشگرانه در خانه و محیط آموزشی همزمان دیده میشود.
- کودک از آسیبزدن به دیگران لذت میبرد یا پشیمانی و درک اثر رفتار بسیار محدود است.
- کنترل خشم بسیار دشوار است.
- روابط کودک با همسالان بهشدت مختل شده است.
- افت تحصیلی یا تغییر شدید خلق دیده میشود.
- کودک مرتب قربانی قلدری میشود.
- اضطراب، ترس یا خودداری از رفتن به محیط آموزشی ادامهدار است.
رفتار پرخاشگرانه مداوم میتواند دلایل متفاوتی داشته باشد و گاهی با مشکلات هیجانی، رفتاری یا یادگیری همراه باشد؛ بنابراین برچسبزدن به کودک جای ارزیابی دقیق را نمیگیرد.
مدیریت تعارض در فضای آموزشی افرادخت
اختلاف میان کودکان را نمیتوان بهطور کامل از یک محیط آموزشی حذف کرد. آنچه اهمیت دارد، شیوه مدیریت این اختلافها و فرصتهایی است که برای آموزش مهارتهای اجتماعی ایجاد میشود.
خانوادهها هنگام آشنایی با افرادخت میتوانند درباره نحوه برخورد مربیان با دعوا، قوانین مربوط به آسیب جسمی، روش رسیدگی به قلدری، نحوه اطلاعرسانی به خانوادهها و برنامههای آموزش مهارتهای اجتماعی سؤال کنند.
در یک رویکرد آموزشی سازنده، هدف فقط متوقفکردن درگیری نیست. کودک باید بتواند پس از آرامشدن درباره اتفاق صحبت کند، احساس و نیاز خود را بشناسد، اثر رفتارش بر دیگران را ببیند و برای جبران یا حل مسئله مشارکت کند.
همچنین ضروری است میان اختلاف معمولی و موقعیتی که امنیت یک کودک را تهدید میکند تفاوت وجود داشته باشد. در مواردی مانند قلدری، آسیب جسمی یا تکرار رفتار آزاردهنده، مسئولیت مداخله و ایجاد امنیت بر عهده بزرگسالان است.
برای آشنایی بیشتر با رویکرد افرادخت
میتوانید اطلاعات فرزندتان را ثبت کنید یا درباره شیوه تعامل کودکان، مدیریت تعارض و برنامههای آموزشی مجموعه با تیم افرادخت گفتوگو کنید.
جمعبندی
دعوا بین کودکان همیشه نشانه مشکل جدی نیست. بسیاری از اختلافها فرصتهایی برای یادگیری نوبت، گفتوگو، بیان خواسته، پذیرش تفاوت و حل مسئله هستند.
بزرگسال لازم نیست در تمام اختلافهای کوچک فوراً نقش قاضی را بگیرد. اگر کودکان امنیت دارند و قدرت نسبتاً برابر است، میتوان با چند سؤال به آنها کمک کرد خودشان راهحل پیدا کنند.
اما وقتی درگیری جسمی، تهدید، تحقیر شدید، تکرار رفتار آزاردهنده یا عدم توازن قدرت وجود دارد، مداخله بزرگسال ضروری است.
هنگام مداخله، ابتدا امنیت را برقرار کنید، سپس پس از آرامشدن حرف هر دو طرف را بشنوید و بهجای تمرکز صرف بر مقصر، درباره احساس، نیاز، اثر رفتار و راه جبران گفتوگو کنید.
هدف نهایی این نیست که کودکان هرگز با یکدیگر اختلاف نداشته باشند؛ هدف این است که بهتدریج بتوانند اختلاف را بدون خشونت، تحقیر و آسیب مدیریت کنند.
سؤالات متداول درباره دعوا بین کودکان
وقتی دو کودک با هم دعوا میکنند چه کنیم؟
اگر خطر جسمی وجود ندارد، ابتدا به آنها فرصت کوتاهی برای حل مسئله بدهید. اگر درگیری ادامه یافت، رفتار را متوقف کنید، پس از آرامشدن حرف هر دو طرف را بشنوید و درباره راهحل گفتوگو کنید.
اگر کودکان همدیگر را کتک زدند چه کنیم؟
ابتدا آنها را از یکدیگر فاصله دهید و آسیب احتمالی را بررسی کنید. گفتوگوی مفصل را به بعد از آرامشدن موکول کنید و سپس علت درگیری و راه جایگزین را بررسی کنید.
تفاوت دعوا و قلدری چیست؟
در یک اختلاف معمولی، قدرت دو طرف معمولاً نسبتاً برابر است. در قلدری عدم توازن قدرت وجود دارد و رفتار آزاردهنده تکرار شده یا احتمال تکرار آن وجود دارد.
اگر فرزندم در مدرسه کتک خورده باشد چه کنم؟
به او گوش دهید، سرزنشش نکنید، اطلاعات دقیق بگیرید و موضوع را با مجموعه آموزشی مطرح کنید. اگر رفتار تکرار شده است، درباره برنامه مشخص جلوگیری از تکرار سؤال کنید.
اگر فرزندم دیگران را میزند چه کنم؟
رفتار را غیرقابل قبول بدانید، اما به کودک برچسب نزنید. علت رفتار را بررسی کنید و مهارتهایی مانند فاصلهگرفتن، بیان ناراحتی و درخواست کمک را تمرین کنید.
آیا باید به کودک بگوییم اگر کسی او را زد، او هم بزند؟
بهتر است کودک یاد بگیرد از موقعیت خطرناک فاصله بگیرد، با صدای قاطع درخواست توقف کند و از بزرگسال کمک بخواهد. زدن متقابل میتواند شدت درگیری را بیشتر کند.
آیا کودکان را مجبور کنیم با هم آشتی کنند؟
خیر. ابتدا باید احساسات آرامتر شوند و مسئله فهمیده شود. آشتی یا عذرخواهی زمانی معنا دارد که کودک برای آن آماده باشد و اثر رفتار خود را درک کرده باشد.
چگونه به کودک حل تعارض یاد بدهیم؟
نامگذاری احساسات، جملههای محترمانه، بازی نقش، رعایت نوبت، دیدن موقعیت از نگاه طرف مقابل و پیدا کردن چند راهحل را در موقعیتهای روزمره تمرین کنید.
چه زمانی دعوای کودکان نیاز به مشاور دارد؟
اگر پرخاشگری مکرر یا شدید است، آسیب جسمی ایجاد میکند، روابط کودک را مختل کرده یا همراه با اضطراب، افت عملکرد و مشکلات گسترده رفتاری است، ارزیابی تخصصی میتواند مفید باشد.
آیا قلدری را باید به مدرسه اطلاع دهیم؟
بله. قلدری نیازمند مداخله بزرگسالان و برنامه مشخص برای حفظ امنیت کودک و جلوگیری از تکرار رفتار است.

